Back To Top
جزئیات خبر
راه نجات صنعت پروفیل یو‌پی‌وی‌سی
انتخاب محسن صفایی برای گفتگوی یک‌ساعته فرصتی است برای دریافت روشن‌تر و دقیق‌تر از گذشته، حال و آینده صنعت پروفیل یو‌پی‌وی‌سی ایران. او که 60 بهار را تجربه کرده، دستکم 27 سال تجربه مدیریت صنعتی در تولیدات مختلف محصولات پلیمری را در اختیار دارد. مهندس معماری است و در انجمن‌ها و نهادهای صنفی از جمله هیات نمایندگان اتاق ایران عضویت دارد و افزون بر اینها در انجمن ملی صنایع پلاستیک و پلیمر و انجمن بهینه‌سازی مصرف انرژی فعال است. سابقه حضور مهندس صفایی در انجمن‌های تولیدکنندگان پروفیل یو‌پی‌وی‌سی ایران و تولیدکنندگان در و پنجره یوپی‌وی‌سی بهانه‌ای شد برای پرسش‌های دنیای نما و پنجره و پاسخ‌های مدیرعامل گروه صنعتی همارشتن.
محسن صفايي مديرعامل شركت همارشتن
ارزیابی شما از سیاست دولت نخست حسن روحانی برای حمایت از تولید صنعتی به وِیژه صنایع مرتبط با ساختمان چیست؟

اگر بخواهیم نگاهی عادلانه با وضعیت کسب و کار در 4 سال گذشته به ویژه در بخش صنعت و تولید داشته باشیم، به دور از انتقادهای هیجانی باید بگویم که تلاش دولت حسن روحانی در دوره نخست متمرکز شده بود بر روی حل مشکلات و بحران‌هایی که از گذشته ایجاد شده بود و شاید به خاطر حجم بالای مشکلات و بحران‌های اقتصادی گذشته نتوانستند به خوبی مطالبات و خواست‌های صنعت را برآورده سازند. با این حال وقتی توجه دولت بر مهار تورم متمرکز شد، به نظرم از طولانی‌شدن دوران رکود در بخش‌های تولیدی و صنعتی غافل شدند و بخش صنعت از این محل آسیب دید. هرچند تلاش دولت یازدهم برای کنترل نرخ تورم قابل تقدیر است ولی به همان اندازه طولانی‌شدن دوران رکود قابل نقد است. الان هم با وجود تمامی تلاش‌های صورت گرفته برای خارج کردن صنعت از رکود، شاهد این هستیم که رکود ادامه دارد و رشد اقتصادی در تمامی بخش‌ها مشهود نیست. به گونه‌ای که نتایج تلاش دولت در چهارسال گذشته، به دلیل از دست رفتن زمان برای تقویت تولید ملی و تسری رشد اقتصادی در تمامی بخش‌ها چندان دیده نمی‌شود.

شفاف‌تر توضیح دهید که چه انتظاری از دولت وجود داشت؟

در سال‌های قبل از این دولت که برخی از صنایع و واحدهای تولیدی حتی با حداکثر ظرفیت فعالیت داشتند، جنس و ماهیت مطالبات و درخواست‌های بخش صنعت به گونه‌ای بود که در حال حاضر خیلی ساده به نظر می‌رسد و همان موقع هم دولتمردان سابق به این مطالبات و خواسته‌ها توجه نشان ندادند و عملا ما شاهد تاخیر در رسیدگی و پیگیری مطالبات فعالان اقتصادی به ویژه در بخش صنعت هستیم. به طور مثال در دهه 90 در همین صنعت پروفیل و پنجره‌های یو‌پی‌وی‌سی سرمایه‌گذاری زیادی صورت گرفت و تعداد واحدهای تولیدکننده پروفیل و همچنین پنجره یوپی‌وی‌سی افزایش یافت که جای تقدیر داشت چرا که این صنعت، یک صنعت تکمیلی و زیرمجموعه صنعت پتروشیمی به حساب می‌آید که مانع از خام‌فروشی مواد اولیه پتروشیمی و تبدیل آن به کالاهای نهایی شده است. البته بخشی از این رونق محصول رشد ساخت و ساز در کشور بود و همان موقع هم چالش اصلی این بود که آیا عرضه مواد اولیه پتروشیمی در بورس باشد یا نه و با آغاز طرح هدفمند‌سازی یارانه‌ها به تدریج مشکلات صنعت بیشتر شد. در چنین شرایطی که واحدهای تولیدی با افزایش هزینه تمام شده کالاها و خدمات مواجه بودند، شاهد عرضه مواد اولیه به صورت ناقص و ناکارآمد در بورس بودیم و برای بهینه کردن فرآیند عرضه، یک سایت ضعیف و فاقد کارایی بهین‌یاب راه‌اندازی کردند که شکاف قیمت مواد اولیه در بورس و خارج بورس را به همراه داشت و دایره رقابت بین صنعت‌گرانی که نقدینگی کافی برای خرید از بورس نداشتند با اشخاصی که دارای توان مالی بودند اما تولیدکننده واقعی نبودند، به زیان تولیدکنندگان تمام شد. نتیجه چنین سیاستی آغاز یک جنگ بر سر مواد اولیه و شکل‌گیری رانت در بازار بود. خواسته آن موقع واحدهای صنعتی این بود که اولا سهم تولید و صنعت از درآمدهای ناشی از هدفمندی یارانه‌ها را پرداخت کنند که چنین اتفاقی هرگز رخ نداد و درخواست ابتدایی هم کنترل قیمت مواد اولیه و جلوگیری از حباب قیمت‌ها در بازار بود. اشتباه دیگر هم سیاست صادرات پنهانی و آشکار محصولات پتروشیمی در شرایطی بود که تولیدکنندگان صنایع پایین‌دست در تنگنای مواد اولیه قرار داشتند. بسیاری از فعالان اقتصادی در بخش‌های تولیدی صنایع تولیدی پایین‌دست به جای مدیریت بنگاه‌های خود و رصد تحولات بازار، تمام انرژی‌شان را به کار گرفتند که ثابت کنند مجتمع‌های پتروشیمی در حال صادرات پنهانی مواد اولیه هستند. پدیده‌ای که مصداق خام فروشی مواد اولیه پتروشیمی و کمک به رقبای تولیدکنندگان داخلی در خارج کشور بود. حتی آن موقع به جای توجه به خواسته‌های واحدهای پایین‌دست شاهد رسمی شدن صادرات مواد اولیه بودیم و به اصطلاح مجتمع‌های پتروشیمی سوار خر مراد شده و تولیدکنندگان گرفتارتر شدند.



تیرخلاص به تولیدکننده ایرانی



اما این پایان ماجرا نبود و گویا فشارها بر تولیدکنندگان داخلی تشدید هم شد؟

بله، دقیقا همین‌طور است. تیرخلاص وقتی زده شد که تولیدکننده داخلی مواد اولیه مورد نیاز خود را گران‌تر از قیمت واقعی در بازارهای جهانی خریداری می‌کرد. البته خیلی از مجتمع‌های پتروشیمی خصولتی، با ادعای خصوصی بودن تمام لابی و فشار خود را به کار بستند تا سیاست صادرات مواد اولیه ادامه پیدا کند. نتیجه اینکه کشور همسایه ما یعنی ترکیه به واسطه دسترسی به مواد اولیه ارزان‌تر، توانست با عرضه پروفیل با قیمت پایین‌تر بخش زیادی از بازار داخلی را در دست بگیرد. در حالی که تولیدکننده داخلی با مشکلاتی نظیر قیمت بالای مواد اولیه در داخل، دشواری دسترسی به مواد اولیه و سازوکار عرضه آن، عدم فروش اعتباری، عرضه نکردن به موقع و کافی، نداشتن نقدینگی کافی و هزینه بالای تسهیلات بانکی و .... مواجه بودند و ماحصل این روند عقب‌ماندن صنایع تولیدکننده پروفیل یو‌پی‌وی‌سی ایران از تولیدکنندگان ترکیه‌ای بود. در واقع رقابت نابرابر، بین تولیدکننده ایرانی گرفتار سیاست‌های دلال پرور با تولیدکننده ترکیه‌ای دارای مزیت و مشوق‌های صادراتی بود. البته این ماجرای رقابت ناجوانمردانه محدود به صنعت پروفیل و پنجره نبود بلکه بسیاری از صنایع تکمیلی و جانبی پتروشیمی آسیب‌های جدی دیدند و به نظرم تفاهم نادرست بین ایران و ترکیه در خصوص اجرای تعرفه ترجیحی هم مشکلات را بیشتر کرد.

نتیجه این پیگیری‌ها و طرح مطالبات چه بود و دولتمردان چه زمان متوجه مشکلات نهادینه شدن صنایع تولیدی به ویژه صنایع مرتبط با صنایع بالادست پتروشیمی شدند.

در سال آخر دولت یازدهم بود که به تدریج توجه به این مشکلات جنبه عینی و عملی پیدا کرد و شاهد تغییر رفتار مجتمع‌های پتروشیمی بودیم و گاهی قبول کردند در قبال تضامین و تعهداتی مواد اولیه واحد‌های پایین‌دست را تامین کنند و واحدهای تولیدی احساس خوشایندی نسبت به سیاست‌های دولت پیدا کردند. به ویژه اینکه دولت سرانجام تعرفه واردات کالاهای خارجی دارای تولید داخلی مشابه را با هدف حمایت از تولید ملی افزایش داد . حرف صریح صنعت‌گران ایرانی در شرایط حاضر این است که حسب فرمایش مقام معظم رهبری ورود کالای خارجی مشابه کالای تولید داخلی دارای استاندارد اصلا باید ممنوع شود و برای احیای صنعت دیگر لزومی ندارد که کالاهایی که جنبه استراتژیک ندارد، اجازه واردات داشته باشد.

آیا صنعت پروفیل و پنجره‌های یوپی‌وی‌سی هم برای احیا، نیاز به ممنوعیت واردات دارد؟

قطعا همین‌گونه است و با توجه به سابقه 15 ساله صنعت تولید پروفیل یوپی‌وی‌سی در ایران و تولید پروفیل‌های باکیفیت و دارای استانداردهای بین‌المللی شاهد بی‌توجهی به شعار سال یعنی اقتصاد مقاومتی، تولید – اشتغال هستیم. البته باید تاکید کنم که سیاست‌های حمایتی دولت برای تولید و اشتغال ملی با تاخیر 4 ساله اجرا شده است به نحوی که از سال 92 خواسته اصلی تولیدکنندگان داخلی پروفیل یوپی‌وی‌سی، افزایش تعرفه واردات پروفیل خارجی بود و این خواسته در سال 95 با 3 سال تاخیر مورد توجه دولت قرار گرفت و در این تاخیر خودخواسته نه تنها بازارهای صادراتی را از دست دادیم بلکه بازار داخلی را هم به تولیدکنندگان خارجی واگذار کردیم و ظرفیت واقعی تولید ملی کاهش یافت.



افزایش تعرفه به تنهایی جواب نمی‌دهد



آیا افزایش تعرفه واردات پروفیل یوپی‌وی‌سی از 15 درصد به 55 درصد پاسخگوی مطالبات و خواسته‌های تولیدکنندگان داخلی برای احیا شدن خواهد بود؟

به نظرم خیلی دیر به فکر اصلاح تعرفه افتادند و شاید دیگر جوابگو نباشد. الان خواسته صنعت این است که وارداتی صورت نگیرد. البته من مخالف تجارت آزاد نیستم و افزایش تعرفه در یک تجارت آزاد و سالم غلط است، اما صنایع ما اصلا در شرایط مساعدی نیستند و شاید بتوان گفت صنایع در بخش مراقبت‌های ویژه بستری هستند و ادعای رقابت آزاد در شرایط فعلی یک خودزنی است، به نحوی که براساس گزارش انجمن صنایع تولیدکنندگان یو‌پی‌وی‌سی از حدود 55 واحد صنعتی که در این 10 سال اخیر راه‌اندازی شده‌اند، تعداد کمتری شاید به اندازه انگشتان دو دست توانسته‌اند با ظرفیت نسبی پایین‌تر از متوسط فعال بمانند. اگر نخواهیم هیجانی فکر کنیم و تصمیم بگیریم، باید دولت کاری کند که حداقل این تعداد باقی مانده، بتوانند به حیات‌شان ادامه دهند. پیشنهاد روشن این است که دولت برای مدتی جلوی واردات را بگیرد و چه بسا اگر چنین کاری صورت نگیرد، همین تعداد محدود باقی‌مانده هم دچار وضعیت بحرانی‌تری شوند.

اجازه دهید وضعیت صنعت پروفیل یوپی‌وی‌سی را در شرایط فعلی بررسی کنیم. آیا در حال حاضر دسترسی به مواد اولیه نظیر پودر پی‌وی‌سی بهتر از گذشته شده است؟

الان هرچند دسترسی به مواد اولیه برای صنعت بهتر شده اما به موازات آن با مشکل سرمایه‌ در گردش مواجه هستیم و نقدینگی و سرمایه‌ در گردش صنعت در سال‌های رکود در بخش هزینه‌های جاری هزینه شده و از دست رفته است. واحدهای فعال هم با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته تا چراغ صنعت خاموش نشود. اما تولید پروفیل با ظرفیت 30 درصد به معنای افزایش هزینه تمام شده تولید است و به واقع الان مواد اولیه هست، اما سرمایه در گردش نیست. برای همین ضرورت دارد تمامی مولفه‌ها و شاخص‌های اثرگذار بر فضای کسب و کار شامل دسترسی به مواد اولیه، سرمایه در گردش، نقدینگی و تسهیلات بانکی، مشکلات ناشی از قوانین کار، تامین اجتماعی و مالیاتی و ... را با هم دید. الان هر سه شنبه عرضه کافی مواد اولیه پتروشیمی در بورس کالا صورت می‌گیرد، اما واحدهای تولیدی با نبود سرمایه در گردش مواجه هستند.



4 ویژگی مدیران آینده وزارت صنعت

واقعیت این است که بازار صادراتی کالاهای ساختمانی به ویژه پروفیل یوپی‌وی‌سی ایران از دست رفته است و از سوی دیگر به دلیل کاهش سرمایه‌گذاری در بخش ساختمان در سال‌های اخیر شاهد کوچک‌تر شدن بازار داخلی، آنهم در رقابت با کالاهای ساختمانی وارداتی هستیم. برای برون رفت از افت تقاضا چه پیشنهادی دارید؟

نخست اینکه یک بخش چالاک، غیر رانتی، سلامت و هوشمند در وزارت صنعت، معدن و تجارت ایجاد شود. اگر دنبال این هستیم که از بحران ایجاد شده خارج شویم باید یک سری افراد باهوش در وزارتخانه یادشده مستقر شوند که بخواهند برای تولید و صنعت کار کنند و هیچ‌گونه انگیزه و نفع مادی در حوزه مسئولیت و خانواده‌شان نداشته باشند و این گروه افراد باید دارای سلامت حداکثری باشند و متعهد شوند که قانون مصوب مجلس در خصوص بهبود مستمر فضای کسب و کار را در اولویت تصمیم‌گیری‌ها و اجرا قرار دهند و مرتب فرایند اجرای این قانون را در بخش‌های صنعتی کشور پایش کنند. دومین گام، مربوط به سیاست‌گذاری ، ریل‌گذاری و به اصطلاح گریس‌کاری چرخ‌های صنعت است.

در این گریس‌کاری به قول شما چه گام‌هایی باید برداشته شود؟

در گام اول باید برای زنده ماندن صنایع نیمه‌جان باقی‌مانده، از واردات هرگونه کالاهای خارجی که مشابه آن با کیفیت و استاندارد بالا در داخل تولید می‌شود، در یک مدت زمان مشخص و تا زمان احیای صنایع و بهتر شدن فضای کسب و کار حتما جلوگیری شود. هرچند به طور جد مخالف بستن مرزها برای تجارت آزاد و رقابتی هستم اما شرایط خاص فعلی ایجاب می‌کند به فکر صنایع داخلی و اشتغال نیروی کار داخلی باشیم تا تجارت جهانی در شرایط نابرابر. گام دوم که در بسیاری از کشورها هم تجربه شده، فریز کردن مطالبات بانک‌ها از واحدهای صنعتی به جای سیاست استمهال و تقسیط برای یک دوره زمانی مثلا سه ساله است. فریز کردن با استمهال کاملا تفاوت می‌کند، در واقع مطالبات بانک‌ها از صنایع گرفتار رکود اما دارای قدرت رقابتی کاملا فریز می‌شود و دیگر نه نرخ سود تسهیلات تغییر می‌کند و نه بانک به سراغ فعال اقتصادی می‌آید و تمام توان فعالان اقتصادی متوجه افزایش بهره‌وری و احیای ظرفیت از دست رفته و بازپس‌گیری بازارها می‌شود. گام سوم اجرای سیاست خرید مستقیم و حذف واسطه‌هاست .در واقع سیاست‌های پولی و تامین نقدینگی و سرمایه‌ در گردش بنگاه‌های تولیدی از یک سو و مذاکرات تجاری بین بنگاه‌ها و صنایع بالادست و پایین‌دست از سوی دیگر باید به گونه‌ای پیش برود که نیازی به حضور واسطه‌ها و دلال‌ها در فرایند تامین مواد اولیه تولید نباشد و خریدار و فروشنده مستقیم ارتباط داشته باشند. لازمه این کار اجرایی شدن سازوکارهای خرید اعتباری و سیاست‌های عرضه متناسب با تقاضای واحدهای صنعتی بدون نیاز و حضور واسطه‌هاست. گام چهارم در ارتباط با عرضه مواد اولیه پتروشیمی در بورس کالا باید این باشد که اجازه حضور پتروشیمی‌ها و عرضه‌کنندگان خارجی این مواد اولیه در بورس کالا فراهم شود و نباید بخش عرضه مواد اولیه در انحصار مجتمع‌های پتروشیمی داخلی باشد. اینکه بورس کالا محلی برای عرضه محصولات پایه پتروشیمی داخل کشور باشد، بی‌انصافی و تضییع حقوق صنایع پایین‌دستی به مواد اولیه خارجی با شرایط بهتر خواهد بود. گام پنجم اینکه برای مدتی باید اخذ مالیات بر ارزش افزوده از کالاهای صنعتی تولید داخل متوقف شود. منظور این نیست که نباید مالیات گرفته شود، بلکه شیوه آن باید اصلاح و تغییر کند. واقعیت این است که دولت آقای روحانی در قبل از اجرای برجام به دلیل افت شدید درآمدهای نفتی کشور را عمدتا با مالیات اداره کرد، حالا که وضعیت درآمدی دولت از محل فروش نفت عادی شده، دستکم برای مدتی با هدف حمایت از صنایع آسیب‌دیده سیاست‌های مالی و به ویژه مالیات بر ارزش افزوده باید تسهیل شود. الان دولت از بنگاه‌های تولیدی و شرکت‌ها مالیات تکلیفی می‌گیرد و تمامی سامانه‌های وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان امور مالیاتی و بورس کالا به همدیگر پیوند داده شده و به راحتی بر اساس عملکرد مالی شرکت‌ها و بنگاه‌ها مالیات گرفته می‌شود. اما اتفاق تلخ در خصوص مالیات بر ارزش افزوده این است که باعث به‌هم ریختن قیمت‌ها و نظم حاکم بر رقابت بین شرکتها شده است. چرا برخی از صنوف با گردن‌کلفتی در برابر مالیات بر ارزش افزوده مقاومت می‌کنند و برخی هم مالیات عملکرد‌شان را توافقی می‌دهند اما بنگاه‌های صنعتی دارای شناسنامه مالی روشن باید مالیات بدهند. از سوی دیگر شاهد تبعیض مالیاتی در صنایع و بین بنگاه‌ها هستیم و برخی برای حفظ بازار خود به راحتی از دریافت مالیات بر ارزش افزوده از خریداران خودداری می‌کنند درحالیکه بنگاه‌های سالم و شفاف ناچار به پرداخت مالیات هستند و این به نفع آنهایی است که از مالیات می‌گریزند نه آنها که مالیات می‌دهند. جالب اینجاست که بنگاه‌های تولیدی و صنعتی مامور دولت برای وصول مالیات بر ارزش افزوده از مصرف‌کننده شده‌اند و چرخه مالیاتی به گونه‌ای نیست که مالیات پرداخت شده به بنگاه‌های تولیدی برگشت داده شود. اصلا به بنگاه‌های تولیدی و صنعتی چه ربطی دارد که مالیات بر مصرف را از مصرف‌کننده بگیرند و به خزانه دولت واریز کنند، این شیوه از اساس غلط است. این سیاست غلط باعث شده تا خریداران کالاها از کارخانه‌ها به راحتی در برابر مالیات بر ارزش افزوده شانه خالی کنند و اگر هم مقاومتی صورت گیرد، به سراغ تولیدکننده دیگری می‌روند. در واقع این سیاست مالیاتی باعث ریزش مشتریان بنگاه‌های سالم و شفاف صنعتی و تولیدی شده و از سوی دیگر شاهد پدیده چند دفتری برای فرار از مالیات هستیم و با صدور فاکتورهای صوری از دریافت مالیات بر ارزش افزوده شانه خالی می‌کنند.

آیا این پنج گام کفایت می‌کند یا برای میان‌مدت باید اقدام‌های دیگری هم صورت پذیرد؟

در یک برنامه میان مدت حتما لازم است نرخ بیمه تامین اجتماعی تعدیل شود چرا که خدمات ارائه شده از سوی سازمان تامین اجتماعی نسبت به نرخ دریافتی به عنوان حق بیمه بسیار پایین و فاقد کیفیت است. واقعا جای سوال است که 30 درصد از حقوق یک کارگر یا نیروی انسانی را تامین اجتماعی در قبال کدام خدمات دریافت می‌کند؟ این نرخ نسبت به کشورهای دیگر واقعا ناعادلانه است. نرخ بهره بانکی هم باید برای یک دوره زمانی پنج‌ساله قابل پیش‌بینی باشد و متناسب با نرخ تورم کاهش یابد تا بتوانیم چرخ‌های صنعت را به حرکت درآوریم. افزون بر این، نرخ مالیات هم بالاست . این سه نرخ تسهیلات بانکی، تامین اجتماعی و مالیات به طور مستقیم باعث افزایش هزینه تولید داخلی شده است. با این اصلاحات؛ شاهد رقابت بر سر کیفیت و استاندارد خواهیم بود که نقطه ایده‌آل در سیاست‌گذاری صنعتی کشور است. اما وقتی قیمت تمام شده بالا باشد و رقابت نابرابر، شاهد دستکاری در استانداردها و کیفیت‌ها هم خواهیم بود.

آینده صنعت پروفیل و پنجره یو‌پی‌وی‌سی را چگونه می‌بینید؟

اصولا صنایعی که در آن نوآوری حرف اول را می‌زند، عمر مفید و بازده بالای 10 ساله دارند. این صنعت هم چنین تحولی را تجربه خواهد کرد همان گونه که با ورود پنجره‌های‌ یو‌پی‌وی‌سی، عملا شاهد تضعیف و شاید از بین رفتن نسل قدیمی پنجره‌های آلومینیومی هستیم . از سوی دیگر شاهد تحولی در پنجره‌های آلومینیومی با ورود پنجره‌های ترمال بریک هستیم. بنابراین این تغییر و تحول در صنایع اجتناب‌ناپذیر است و یک تولیدکننده باید دارای فکر مولد باشد و حتما به تنوع سبد محصولات خود بیندیشید. قرار نیست تا ابد صنعت پروفیل یو‌پی‌وی‌سی یکه‌تاز بازار باشد یا باید صنعت را احیا کرد و پیشرفته‌تر شود، یا ناخواسته شاهد افول این صنعت خواهیم بود. اینجا دیگر تنوع و ابتکار است که باعث دوام و رونق صنعت خواهد شد. باید فعالان صنعت نسبت به آسیب‌های گذشته و تحولات آینده اطلاع داشته باشند.


اطلاعات تماس
+98 21 8860 90 00
تهران - خیابان یوسف آباد
انتهای خیابان 66 - پلاک 38
©2016 Homareshtan, All Right Reserved
گفتگوی آنلاین
هیچ اپراتوری در حال حاضر آنلاین نمی باشد
لطفا پیغام خود را گذاشته تا در اسرع وقت به آن رسیدگی و در صورت لزوم با شما تماس گرفته خواهد شد